سخن بزرگان
+ نوشته شده در ساعت   توسط دکتر حسام الدین آریا
|
خسته زفردایی دگر
از غزل از این غروب بی سحر
خسته ام از این به ظاهر مردمان
خسته از کابوس تکرار زمان
خسته ام از تیرگی از این سراپا کهنگی
خسته ام از بودنم از بی کسی سرودنم
خسته ام از غصه ها از این سقوط بی صدا
خسته ام از شکوه ها خاکیان بی وفا
خسته ام از این خزان از غربت تلخ زمان
خسته ام از خلقتم از این عروسک بودنم
خسته ام از بنده در دست این نامردها
خسته ام گنگم پریشانم دگر...